افزونه جلالی را نصب کنید. 7 ربيع أول 1444 Sunday, 2 October , 2022

آرزوهایی که ۳۵ سال پیش در بمباران شیمیایی سردشت مدفون شد

  • کد خبر : 8872
  • ۰۸ تیر ۱۴۰۱ - ۲۰:۱۲
آرزوهایی که ۳۵ سال پیش در بمباران شیمیایی سردشت مدفون شد

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی مردم نیوز در همان روز خانواده‌اش هم به آن روستا آمدند. البته برای کریم ۱۱ ساله که در داخل ماشین از مسافران شنیده بود که می‌گفتند شهر را شیمیایی زدند، این واژه‌ها، مفهومی گنگ بود و اصلاً نمی‌دانست شیمیایی به چه معناست! او  می‌گوید: به ما توصیه می‌کردند که دستمالی […]

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی مردم نیوز در همان روز خانواده‌اش هم به آن روستا آمدند. البته برای کریم ۱۱ ساله که در داخل ماشین از مسافران شنیده بود که می‌گفتند شهر را شیمیایی زدند، این واژه‌ها، مفهومی گنگ بود و اصلاً نمی‌دانست شیمیایی به چه معناست! او  می‌گوید: به ما توصیه می‌کردند که دستمالی خیس کنیم و جلوی دهانمان بگذاریم. ولی دیگر چه سود؟ من وسط این دود بودم، اگر قرار بر این باشد دیگر فاجعه صورت گرفته بود.

بازیگوشی کودکانه‌اش زیاد دوام نیاورد

مقتضای کودکی‌اش تا پاسی از روز در آن روستا به بازیگوشی مشغول شد؛ تا اینکه موقع شام بدنش چنان گُر گرفت که آرام و قرار از او رفت. بعد به شدت نفسش بند آمد و بدن درد امانش را برید. در همین لحظه خارش عجیبی احساس کرد.


کریم خضرنیا، جانباز شیمیایی

خضرنیا در حالی که صدایش همراه با بغض است، اظهار می‌دارد: مدام به مادرم می‌گفتم پشتم می‌خارد و مادر بینوای من با دست‌هایش پشتم را می‌خاراند، اما افاقه نمی‌کرد و بعد چند دقیقه شروع به تاول زدن کرد؛ تاول‌هایی که یکی یکی مثل قارچ می‌روییدند و من با دردی جانکاه نمی‌دانستم چه کنم. از طرفی هم سرفه‌های خشک امانم را بریده بود. فردای آن روز مرا دوباره به سردشت آوردند و در ساختمان تربیت بدنی که در آن زمان تبدیل به درمانگاه شده بود و تعداد زیادی بیمار با سرفه‌ها و تاول‌های وحشتناک در آن بستری بودند و پمادهایی مثل ماست را بر کل صورت و بدن آن‌ها می‌مالیدند، اسکان دادند.


آرزوهای این کودکان مظلوم مدفون شد

این‌ها وصف اثرات مخرب گاز خردل است و این علائم هم به نوبت خودش را در بدن کریم نشان داد؛ گازی که اثراتش همیشه در محیط و بدن مصدوم باقی می‌ماند و عوارضی مانند عفونت ریوی، خارش پوست، التهاب چشم و تنگی نفس را به همراه دارد.

فردای بمباران سردشت چه گذشت؟

این شاهد عینی جنایت هولناک صدام درباره فردای بمباران شیمیایی سردشت می‌گوید: بیرون درمانگاه با ماشین‌های آتش نشانی میادین و محل‌هایی را که بمب شیمیایی زده بودند، ضدعفونی می‌کردند. بعد از سه روز در این درمانگاه موقت به ناچار ما را سوار آمبولانس کردند و به ارومیه بردند. در راه یکی از مصدومین که سرباز بود، جان به جان آفرین تسلیم کرد و این برای من ۱۱ ساله خیلی شوک سنگینی بود. به ارومیه رسیدیم و به بیمارستان شهید مطهری رفتیم، اما انبوهی از بیماران شیمیایی در آن بستری بودند و مسؤولان بیمارستان به ما گفتند که جا برای این همه مصدوم نداریم و به ناچار ما را به شیخ سرمست (دخانیات قدیم)که آن زمان به درمانگاه تبدیل کرده بودند، بردند.


نمایی از بمباران شهر سردشت

او می‌افزاید: به محض رسیدن ما را حمام بردند و چنان تاول‌ها را از بدن جدا می‌کردند که انگار دباغی می‌کردند. ۲۸ روز در این درمانگاه بستری بودم و در این ۲۸ روز نتوانستم به پشت بخوابم بارها از خودم سئوال می‌کردم به کدامین گناه مارا اینگونه آزار می‌دهند!


طالب حداد، جانباز شیمیایی 

البته این شرایط را «طالب حداد» نوجوان سردشتی که آن روز ۱۵ سال سن داشت، با شدت بیش‌تری تحمل کرده است که تاول و استفراغ های پیاپی امان را از او برده بوده. او اکنون جانباز ۷۰ درصد است و خانواده ۶ نفره‌اش هم جانباز این واقعه دردناک هستند. حتی عمه‌اش فاطمه حداد نیز به شهادت رسیده است.


حقوق بشر آمریکایی را تماشا کنید

اکنون سال‌ها از این فاجعه می‌گذرد و درد و آلام آن روزها بر ذهن، روان و جسم هموطنانمان در سردشت وجود دارد. عارضه‌های شیمیایی که تا آخر عمر باید با آن سر کنند و شاید هیچ کس نداند که چه بر سر آن‌ها گذشته و چه دردی را تحمل می‌کنند. این است حقوق بشری که آمریکا و همپیمانانش از آن دم می‌زنند، اما صدام را با بمب‌های شیمیایی تجهیز کردند تا مردم ایران را با غیرانسانی‌ترین روش‌ها به قتل برساند

انتهای پیام/*

لینک کوتاه : http://mardom.news/?p=8872

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 2در انتظار بررسی : 2انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.